الشيخ وحيد الخراساني
38
توضيح المسائل ( فارسي )
آن مرد گفت : آن خدايى كه مى گويى چگونه است وكجاست ؟ امام ( عليه السلام ) فرمود : أو به اين اينيت وبه كيف كيفيت داده است . ( أو آفريننده ء اين ومكان ، وكيف وچگونگى است ، ومخلوق ، از أوصاف وأحوال خالق نمى شود ، ونتيجهء اتصاف خالق به أوصاف خلق ، احتياج خالق به خلق است ، وبه اين جهت خداوند متعال به كيف ومكاني محدود وبه حسى محسوس وبه چيزى سنجيده نمى شود . ) آن مرد گفت : هرگاه به يكى از حواس احساس نمى شود ، پس نيست . امام ( عليه السلام ) فرمود : چون حس تو از ادراك أو عاجز شد ، منكر أو شدى ، وما چون حواس را از ادراك أو عاجز يافتيم ، يقين كرديم كه أو پروردگار ماست . ( كسى كه موجودات را به محسوسات منحصر مى كند ، غافل از آن است كه حس موجود است ، ولى محسوس نيست ، بينايى وشنوايى هست ، ولى ديدنى وشنيدنى نيست ، انسان ادراك مى كند غير متناهي محدود نيست ، با اين كه هر محسوسى محدود ومتناهي است ، وچه بسيار موجودات ذهني وخارجي هستند كه ما وراء حس ومحسوساتند ، وآن شخص به پندار انحصار موجود به محسوس منكر خالق حس ومحسوس شد ، وامام ( عليه السلام ) أو را به اين حقيقت هدايت كرد كه خالق حس ومحسوس ووهم وموهوم وعقل ومعقول ، در حس ووهم وعقل نمى گنجد ، زيرا قوه ء مدركه بر آنچه ادراك مى كند احاطه دارد ، وآن قوه مخلوق خداست ، وخالق بر خلق احاطه دارد ، پس ممكن نيست خالق حس ووهم وعقل كه محيط بر آنها است ، در حيطهء ادراك آنها قرار گيرد ، ومحيط ، محاط بشود ، واگر خداوند متعال ، محسوس يا موهوم يا معقول شود ، با آنچه به اين قوا ادراك مى شوند شبيه وشريك است ، وجهت اشتراك ، مستلزم جهت اختصاص است ، وتركيب خاصيت مخلوق است ، پس اگر خداوند متعال ، در حس ووهم وعقل بگنجد ، مخلوق است نه خالق . ) آن مرد پرسيد : خدا از كي بوده ؟ امام ( عليه السلام ) فرمود : تو بگو ، از كي نبوده . ( خداوندى كه قيوم زمان وزمانيات و